تبلیغات
سدرة المنتهی - تفسیر قرآن مقام معظم رهبری(4): بیماری نفاق در صدر اسلام

سدرة المنتهی

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در صدر اسلام كسانی بودند كه وقتی دعوت اسلام آمد، به مجرد این‌كه دعوت ارائه شد، این‌ها درخشش دعوت را و درخشش توحید را احساس كردند و بی‌قید و شرط تسلیم شدند و قبول كردند، این‌ها آن سالم مزاج‌ها بودند و فطرت‌های پاك و سالم غالب مسلمان‌های مؤمن دوران مكه این‌ها هستند.

 مقام معظم رهبری:
یك عده‌ای بودند كه سال‌ها مقاومت كردند، پیغمبر (ص) در مكه بود، آن‌ها هم در مكه بودند، آیات را از آن‌ها هم مثل دیگران می‌شنیدند و تسلیم نمی‌شدند، اینها همان فی قلوبهم مرض بودند،

بیماری مقاومت در برابر حق

اما یك عده‌ای بودند كه سال‌ها مقاومت كردند، پیغمبر (ص) در مكه بود، آن‌ها هم در مكه بودند، آیات را از آن‌ها هم مثل دیگران می‌شنیدند و تسلیم نمی‌شدند، اینها همان فی قلوبهم مرض بودند، حالا این بیماری چیست؟ مثلاً بیماری حسد: می‌گوید چرا من تسلیم حرف كسی بشوم كه از قبیله بنی‌هاشم است؟ یا چرا این كسی كه از فلان قشر است پیش برود و من پشت سر او بروم؟ چرا این‌كه پدر و مادرش كسی نیستند، كسی بشود و من دنباله‌رو او بشوم؟ یا چگونه از افكار پدر و مادر خودم دست بردارم، و چطور از دانسته‌ها و شنیده‌ها رو برگردانم؟ این آن مرضهاست.

طبیب دائم بر فعالیت خود می‌افزاید تا آنها را جذب كند و آن بیمار را متوجه نسخه شفابخش كند، بیمار‌ها بتدریج شفا می‌آورند، در سال پنجم در سال ششم در سال هفتم در سال هشتم، سیزده سال پیغمبر در مكه بود و افرادی پیوسته در حال تسلیم شدن و پیوستن بودند.

این‌ها آن كسانی هستند كه بیماری روح و قلب‌شان شفا پیدا می‌كند، كه فكر می‌كنم جلسه‌ی قبلی گفتیم: مقصود از قلب در اصطلاح قرآن این عضوی نیست كه در سنیه‌ ما هست، بلكه قلب یك تعبیری است از شخصیت معنوی انسان، در قرآن قلب و روح به یك معنی است. پس آن حقیقت آدمی و آن قوه عاقله و تصمیم‌گیر انسان، كه او را قلب می‌گویند، مقصود این قلبی كه مریض می‌شود و طپش دارد و خون در آن جریان پیدا می‌كند نیست.

 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای :
در مدینه كه وقتی پیغمبر كسانی فرستاد بسیاری در مقابل این دعوت مقاومت داشتند و این‌طور نبود كه اول ـ تسلیم بشوند. بیماری‌هایی در دلها‌شان بود كه موجب امتناع آنها می‌شد و آنها را از تسلیم شدن باز می‌داشت

نتیجه این می‌شود كه:« فزادهم الله مرضا»

بیماری قلب در آن‌ها بود اما شفا پیدا كردند. یا در مدینه كه وقتی پیغمبر كسانی فرستاد بسیاری در مقابل این دعوت مقاومت داشتند و این‌طور نبود كه اول ـ تسلیم بشوند. بیماری‌هایی در دلها‌شان بود كه موجب امتناع آنها می‌شد و آنها را از تسلیم شدن باز می‌داشت. اما در مقابل طبیب و درمان او خاضع می‌شدند، تسلیم می‌شدند و شفا می‌یافتند، حالا آن كسی كه در مقابل تحرك و تلاش مهربانانه طبیب از خود مقاومت نشان میدهد، این بیماری را در معرض شفا قرار نمی‌دهد و حرف او را حمل بر یك معنای غلط و هرسخن حق او را حمل بر یك خلاف می‌كند و چیزی را كه باید بپذیرد او را نپذیرفت و قبول نكرد، وابستگی خودش را به عوامل مخالفت با دعوت حق بیشتر می‌كند و آن تعصبات و احساسات غلط درونی را، در درون خودش بیشتر رشد می‌دهد. نتیجه این می‌شود كه:« فزادهم الله مرضا»

وابستگی‌اش به مرض بیشتر خواهد شد و مرض در او ریشه‌دارتر می‌شود كه ما عین همین قضیه را در انقلاب تجربه كردیم.


برچسب ها: تفسیر،

نوشته شده در یکشنبه 13 دی 1388 توسط سعید آقاپور
مقام معظم رهبری

نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin