تبلیغات
سدرة المنتهی - باب دوم دفتر دل (علامه حسن زاده آملی) ... علامه حسن زاده آملی

سدرة المنتهی

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

 

1- به بسم الله الرحمن الرحیم است كه عارف محى عظم رمیم است
2- چو خود اسم ولى كردگار است نفخت فیه من روحى شعار است
3- بنفخى جان دهد بر شكل بیجان خرد از او چو مار سله پیچان
4- بگاو مرده با پایش كندهى از آن هى گاو مرده میشود حى
5- به امرش شیر پرده شیر گردد بغرد دردم آدم گیر گردد

6- زگل سازد همى بر هیات طیر دهد در او شود طیر و كند سیر
7- براى مس سر اسم محیى بخواهد از خدایش كیف تحیى
8- به اذن او بیابد رهنمون را بگیرد چار مرغ گونه گون را
9- چه مرغان شگفت پرفسوسى ز نسر و بط و طاوس و خروسى
10- نماید هر یكى را پاره پاره به رهر كوهى نهد جزئى دوباره
11- بخواند نام آنان را به آواز كه دردم هر چهار آید بپرواز
12- ترا هر چار مرغ نهادست كه روحت از عروجش ‍ اوفتادست
13- تراتا خست نفس است بطى كه بالاى دلجن در بحر و شطى
14- همى جو شد ز شهوت و یك دانى زخارف آن طاوس است و آنى
15- چو نسرى كركس مردار خوارى ببین اندر نهاد خود چه دارى
16- بكش این چار مرغ بى ادب را كه تا یابى حیات بوالعجب را
17- عزیز من حیات تو الهى است كه عقل و نقل دو عدل گواهى است
18- طبیعت بر حیاتت گشت حاكم نباشد جز تو بر نفس تو ظالم
19- تو انسانى چرا امر دار خوارى چرا از سفره خود بركنارى
20- غذاى تو چرا لاى دلجن شد طباع تو بط و زاغ و زعن شد
21 - زخارف همچو شهوت شد حجاب كه شد از دست تو حق و حسابت
22- ترا شهوت بقرب دوست باید بدانچه وصف و خلق اوست باید
23- به بسم الله الرحمن الرحیم است كه عارف صاحب خلق عظیم است
24- ترا زینت بود نام الهى به از این تاج كر مناچه خواهى
25- بیا نفس پلیدت را ادب كن حیات خود الهى را طلب كن
26- بیابى عیسوى مشرب بسى را چو عیسى مى كند احیاى موتى
27- ولى اسمى زاسماى الهى است كه او را دولت نامتناهى است
28- چه در دنیا و در عقبى ولى است لسان صدق یوسف نبى است
29- نبى نبود زاسماى الهى لذا آمد نبوت را تناهى
30- نبى است و ولى مشكوة و مصباح ازین دو نور اشباح است و ارواح
31- چو در تو اسم باطن اسم ظاهر یكایك را مقاماتى است باهر
32- بظاهر تجلیت آمد دتارت بباطن تحلیت باشد شعارت
33- نبى را اسم ظاهر هست حاكم ولى را باطن حاكم هست دانم
34- نبى باید ولى باشد ولى نه كه مى شاید نبى باشد نبى نه
35- زمشكوة است و از نور ولایت هر آن فتحى كه پیش آید برایت
36- جمال قلب تو از نور مشكوة درخشد همچو از خورشید مراة
37- ولایت سارى اندر ما سوایت كه آن فیض نخستین خدایست
38- چو حق سجانه نور بسیط است و لیكن آن محاط و این محیط است
39- هر آن رسمى كه از اسم محیط است چو نقشى روى آن نور بسیط است
40- تعالى الله ز وسع قلب عارف بدان حدى در او گنجد معارف
41- كه گردد مظهر اسم محیطش شود آن رق منشور بسیطش
42- به بسم الله بگشاد دفتر دل كه بینى عرصه پهناور دل

برچسب ها: دفتر دل،

نوشته شده در جمعه 11 دی 1388 توسط سعید آقاپور
مقام معظم رهبری

نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin