تبلیغات
سدرة المنتهی - تفسیر قرآن مقام معظم رهبری (2) ترسیم چهره‌ی منافقین

سدرة المنتهی

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

بسم‌الله الرحمن الرحیم

واذا قیا لهم لا تفسدوافی الارض قالوا انما نحن مصلحون، الا انهم هم المفسدون و لكن لایشعرون، واذا قیل لهم آمنوا كما آمن الناس قالوا اَنؤمن كما اَمن السفهاء الا انهم هم السفهاء و لكن لایعلمون.

( 11 و 12 و 13 – بقره )

 مقصود از منافقین
مقصود عمده از منافقین، عبارتست‌ از آن جریان نفاق در جامعه‌ی اسلامی، یعنی سخن بر سر این نیست كه كسی ظاهر و باطنش با هم یكی نیست.

وچون به آنان گفته شود در زمین فساد مكنید، گویند: ما همین اصلاح كننده‌ایم آگاه باشید كه آنان همین مفسدند و لیكن نمی‌فهمند. و چون به آنان گفته شود ایمان آورید چنانكه مردم ایمان آورده‌اند گویند: آیا ایمان آوریم چنانكه نابخردان ایمان آورده‌اند، آگاه باشید آنان خود نابخردند و لیكن نمی‌فهمند.

ترسیم چهره‌ی منافقین

مسأله‌ی اصلی در این آیات، ترسیم چهره‌ی منافقن است. و عرض كردیم كه مقصود عمده از منافقین، عبارتست‌ از آن جریان نفاق در جامعه‌ی اسلامی، یعنی سخن بر سر این نیست كه كسی ظاهر و باطنش با هم یكی نیست. این البته یك بیماری است، اما این آن چیزی نیست كه این آیات با این همه توجه و شدت به مقابله با آن برخاسته باشد، بلكه مقصود این‌است كه در جامعه یك جریان خصومت و دستگاه توطئه‌ای زیر پوشش دین و زیر ظاهر ادعای ایمان وجود دارد، كه این آیات، با آن جریان مقابله می‌كند و او را می‌خواهد افشاء كند، در حقیقت یك گروه دشمنی را می‌خواهد ترسیم و چهره‌نگاری كند. و لذا آیات سیزده‌‌گانه‌ای كه اینجا هست، هر كدام از یك بعد بر شخصیت این مجموعه‌ی زیان‌بخش خطرناك یك پرتوی از افشاگری می‌اندازد و می‌افشاند تا مؤمنین اشتباه نكنند و دشمن را بشناسد.

 جریان خصومت
در جامعه یك جریان خصومت و دستگاه توطئه‌ای زیر پوشش دین و زیر ظاهر ادعای ایمان وجود دارد، كه این آیات، با آن جریان مقابله می‌كند و او را می‌خواهد افشاء كند، در حقیقت یك گروه دشمنی را می‌خواهد ترسیم و چهره‌نگاری كند

در آیه‌ی اول كه هفته گذشته خواندیم، صرفاً این خصوصیت ذكر شده است كه اینها دروغ‌زن و دورو هستند، تا این احساس را مؤمن پیدا كند كه آن مجموعه‌ی منافق كه غالباً شناخته شده هم نیستند ( اگر چه گاهی هم ممكن است جمعی از مؤمنین اینها را شناخته باشند ) زیر بار نمی‌روند، دروغ می‌گویند و منافقند.

پس در آیه اول مقصود این‌است كه نشان بدهد این گروه به سخنشان و ظاهرشان اعتمادی نیست. نگاه نكنید كه اینها می‌گویند ما ایمان آوردیم. در دل آنها چیز دیگری هست و این خصوصیت‌محوری آنها كه دورویی و دروغ‌زنی و نابرابر بودن ظاهر و باطن است و مورد اشاره قرار می‌گیرد.

و در آیه دوم: خدعه‌گری آنها و تصمیم آنها بر فریب مؤمنین و به تعبیر آیه، فریب خدا مورد توجه قرار می‌گیرد، فقط این نیست كه ظاهر و باطن‌شان یكی نیست، بلكه درصدد فریب‌زنی و خدعه هم هستند، می‌خواهند با شما خدعه كنند و این خدعه چیزی ورای آن دروغ‌زنی است. یك وقت یك كسی صرفاً دروغی به شما می‌گوید، اما یك وفت هست كه پشت سر این دروغ یك فتنه‌ای هست و می‌خواهد با خدعه و نیرنگ آن فتنه را تحقق ببخشد و این چیز بزرگتری است. البته اساس این خصوصیت دوم بر خصوصیت اول استوار است، یعنی دروغ‌زنی آنها محور كار است، اما پشت سر این دروغ‌زنی یك خدعه‌گری وجود دارد كه این، هوشیاری بیشتری را می‌طلبد، البته آن منافق فردی بعنوان یك خصوصیت فردی، این دومی را دیگر ندارد و همان ظاهر و باطنش یكی نیست.



نوشته شده در پنجشنبه 10 دی 1388 توسط سعید آقاپور
مقام معظم رهبری

نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin